زمستان درافغانستان؛ نگرانی ها و دردهای همیشگی

زمستان فصل زیبایی است، در این فصل زمین چهره عوض شده و لباس سفید خود را به تن میکند.  با توجه به اینکه این فصل برای دهقانان و کشاورزان فصل استراحت و انتظارفصلی کاملا پربار است و انتظار برف و باران را دارند، اما این زمستان در کشوری مثل افغانستان، با این ویژگی ها، رنگ دیگری دارد که این چهره در ذهن مردم فراموش می شود.

خانواده فقیر در یکی از مناطق دور دست افغانستان

.

زمستان و رنج هایش

 به راستی زمستان برای چی کسانی رنج آور ودرد آور است ؟

 وآیا درکشور ما هستند کسانی که از آمدن زمستان در عذاب اند ؟

و صدها سوال دیگری که در ذهن هر صاحب عقلی  نه تنها که خطور میکند بلکه وجدان اورا ناآرام میسازد .

 آری!

 این فصل آمده است با تمام خوبی ها ونگرانی هایش. اگر میخنداند واگر میگریاند.  اگر برای بعضی از مردم نوید رحمت است؛ برای بعضی یادآورتحمل سختی ها.

 اگر تعدادی از اطفال باتماشای پوخکه های سفید برف که از آسمان رقص کنان به زمین پاین میآیند خوشحال میشوند؛ شمار دیگر در این فصل به خاطرنداشتن کفش لااقل پلاستیکی پاهای نازک شان ترک برمیدارد و همچون آسمان در این فصل،  اشک میریزند .

  زمستان شاید برای طیفی از کودکان، به دلیل بازی ها و سرگرمی های مخصوص خود، از فصل های دوست داشتنی و به یاد ماندنی باشد،  و برای طیفی دیگر از کودکان در افغانستان نیز این فصل به شدت به یاد ماندنی است، اما اصلا دوست داشتنی نیست.

 چراکه برای میزبانی از زمستان نه نانی دارند ونه لباسی .

 با فرارسيدن فصل زمستان مشكلات زندگي مردم رنج دیده افغانستان  غرق در تفكر تدارك مواد سوخت و ساير ضروريات زمستاني ميباشند و باگذ شت هرروز قيمت مواد سوخت و اوليه در بازار هاي كشور در حال نوسان است و این امر باعث ايجاد مشكلات فراوانی برای  هموطنان ما گردیده است .

  افغانستان با سپری کردن چندین سال جنگ و ویرانی امروز در حال مبارزه با تبعات جنگ دست وپنچه نرم میکند وهنوز مشکلات عدیده یی دامنگیر مردم ماست که باید به آن فایق آیم.

افزایش قیمت های مواد سوختی واولیه، نبود مراکز درمانی در قریجات دورافتاده، کمبود غذا، خرابی و بسته شدن راه های ارتباطی در فصل زمستان ، انبوه بیجاشدگان داخلی و نیز نبود زمینه های کاری در کشور از موارد نگران کننده، در زمستان است که این فصل را برای مان به یادماندنی کرده است. البته از نوع دیگرش.

 در فصل زمستان ارتباط بعضی از ولایات به خاطر مسدود شدن گذرگاه سالنگ به مرکز کشور قطع گردیده، باشندگان بیشتر ولایت های افغانستان از جمله  بدخشان، غور، بامیان و… در بدترین وضعیت ممکن بسرمیبرند، مواشی مردم که یگانه سرمایه آنها به حساب می آید از بین میرود ، شیوع بیماری های فصلی باعث از بین رفتن بسیاری از کودکان میگردد، معاملات تجارتی بصورت قابل ملاحضه از رونق باز مانده واین یک ضربه از هزار مصیبت  دیگریست که در زمستان برمردم ما وارد میگردد.

 تجربه های سال های گذشته در فصل زمستان در ولایت های مرکزی، شمالی و غربی کشور نشان می دهد که مردم خسارات زیاد و دردهای بیشماری را متحمل می شوند و زنگ خطر در بسا موارد به صدا در می آید و گوش شنوایی کمتر آن را می شنود.

 پس از فاجعه انسانی، نهادهای مسوول با خبر می شوند که این کاش زودتر پیشگیری می کردند و و تدابیر لازم را می گرفتند.

 فاجعه انسانی در سالنگ درسال گذشته، برف کوچ های امسال و چندسال گذشته در بدخشان و زمستان چهار سال پیش در هرات از مواردی است که رنگ سفید زمستان را برای مردم مان سیاه و تیره ساخته است.

 کشور بحران خیز افغانستان؛ کشوری که جنگ و نا امنی از یک سو و فقر و ناداری از سوی دیگر مردمش را همواره تهدید می کند.

 تهدیدی که کم شدنی نیست و هر روز درحال افزایش است.

 با این اين حال كنترل چنين بحران هايي بخاطر فشارهاي زماني، مكاني، گستردگي و يا وخامت بيش از حد شرايط و سطح بالاي خسارات وارده و خطرات احتمالي بسيار مشكل است.

 روبرو شدن با بحران هايي مانند زلزله، سيلاب، طوفان، خشكسالي، قحطي زده گي و … مديريت كلان و برنامه ريزيي شده­یی را مي طلبد براي احتمال زنده ماندن آسيب ديده گان، مسئولان و نهادهای امداد رسان و رسانه ها بايد تصميم هاي موثر و كارآيي را عملي سازند.

 انتظار مردم از مقامات مسول این است که  همه ساله تا پیش از فراه رسیدن زمستان برای مقابله با حوادث آمادگی لازم را بگیرند.

 قطعا این بحران قابل پیشگیری است. پیش از بحران مناطق آسیب پذیر و مردم نیازمند تشخیص باید شوند، در جریان بحران، امداد رسانی ها افزایش یابد و بعد از بحران سایر ملحوظات دیگر از جمله بازگشت به وضعيت قبل از سانحه؛ تا باشد اندکی از مشکلات مردم کم شود و دیگرمردم ما در تمام مناطق کشور از خوبی های زمستان لذت برده وکودکان هم مانند دیگر  کودکان جهان به بازی های زمستانی مشغول باشند  و خانواده ها نیز ،  وسیله یی برای گرم کردن خانه و نانی برای خوردن داشته باشند.

نویسنده : میرمعروف حسیب

نظرتان را بنویسید